دختر شهید باکری در نامه ای خطاب به پدر شهیدش شرایط این روزهای کشور را توضیح داده و نوشته است:کشور اسلامی هستیم ومردم هیچ یک از کشورهای اسلامی ما را به مسلمانی قبول ندارند … دریغ از نشانی از اسلام و مسلمانی … نشان اسلام این روزها فقط حجاب شده که خود آن هم وسیله ای شده برای … . خلاصه این که جایت اصلاً خالی نیست در این آشفته بازار …که اگر بودی در گروه خودمان بودی البته تو خود پیشتر از همه ما قبل شهادت غیرخودی شده بودی توسط خودی های امروز…جای تو اینجا خالی نیست اما جایی برای من خالی کن نزد خودت که سخت دلتنگ دیدارتم……به گزارش کلمه متن این نامه به شرح زیر است:
نامه ای به سبز ترین پدر دنیا
پدر جان سلام!
اگر از احوال ما جویا باشی ملالی نیست جز دوری شما … نمی دانم خبرها را شنیده ای یا نه ؟ اینجا همه چیز فرق کرده از روزی که تو رفتی . پیش بینی هایت هم درست از آب درآمده . اینجا همه چیز قاطی شده مردم را به دو دسته تقسیم کرده اند خودی و غیر خودی اما معیار تقسم بندی شان چیست؟!
خدا می داند …. خبر خوب ما جز دسته غیر خودی ها شده ایم ، تعجب کردی نه ؟من خودم هم تا یک سال پیش فکر می کردم خیلی خودی باشم ، فکر می کردم خون دادن برای این آب و خاک تضمینی است تاا تو را در دسته خودی ها قرار دهند. اما بگویم که خوشحالم زیرا در دسته ما انسانهایی پاک قرار دارند ، تو هم دسته ما را باید بشناسی ، مهندس موسوی را که به یاد داری؟ آقای خاتمی که در آلمان به مسجدش می رفتی را چطور؟ اینان سرشناسان دسته ما هستند همینطور که بیای پایین نامهایی آشنا را خواهی دید چند تن از همرزمانت هم با ما هستند تا به پایین که برسی ما هستیم راستی خانواده شهید همت هم جز دسته ما هستند….
از وقتی که رفتی خیلی چیزها عوض شده ، تعاریف ، مفاهیم … مثلا بسیجی ها ظاهرشان فقط بسیجی است وگرنه در خیابان به گوش دختران سیلی می زنند ، بعضی ها چشم چرانی می کنند و بعضی هاشان خیلی بد دهن شده اند . دیگر بسیجی ، بسیجی زمانی که تو رفتی نیست. احترام ، راستگویی ، درستکاری ، مهربانی ، آرامش ، امنیت مفاهیمی نا آشنا شده اند در جامعه ….
دیگر دختران جرات نمی کنند اگر در جامعه به مشکلی برخوردند به یک نیروی امنیتی مراجعه کنند چون همان نیروی امنیتی اولین مشکل آنهاست … از گرانی ، تورم ، فساد و اعتیاد در جامعه که بگذریم اخلاق و مفاهیم اخلاقی دیگر در جامعه یافت نمی شوند …راستی این روزها باج دادن به بیگانگان مد شده … دریای خزر را تقریباً از دست داده ایم و نام خلیج فارس را دارند عوض می کنند و هیچ کس عین خیالش هم نیست مولانا را از ما گرفتند و هیچ کس صدایش در نیامد فکر کنم چند صباحی که بگذرد نام ایران را هم از ما بگیرند کجایید مردانی که برای یک وجب از این خاک جان خود را فدا کردید…
کشور اسلامی هستیم ومردم هیچ یک از کشورهای اسلامی ما را به مسلمانی قبول ندارند … دریغ از نشانی از اسلام و مسلمانی … نشان اسلام این روزها فقط حجاب شده که خود آن هم وسیله ای شده برای … . خلاصه این که جایت اصلاً خالی نیست در این آشفته بازار …که اگر بودی در گروه خودمان بودی البته تو خود پیشتر از همه ما قبل شهادت غیرخودی شده بودی توسط خودی های امروز…جای تو اینجا خالی نیست اما جایی برای من خالی کن نزد خودت که سخت دلتنگ دیدارتم……

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 21:11  توسط نوجوان
|
خدا رو شکر برای اتاق ۵X۵ ٬خدا رو شکر برای کلید برق اختیاری٬خدا رو شکر برای لامپ مرامی٬خدا رو شکر برای کتابخونه ی پر از کتاب٬خدا رو شکر برای قرآن با خط درشت٬خدا رو شکر برای عینک آستیکمات٬ خدا رو شکر برای دستشویی آزادانه٬خدا رو شکر برای آب تصفیه٬خدا رو شکر برای غذای مادر به همراه گوشت٬خدا رو شکر برای دست ها نوازش کننده٬ خدا رو شکر برای پتوی تمیز با طرح گلبافت٬خدا رو شکر برای تشک رویا٬خدا رو شکر برای خواب و رویا٬خدا رو شکر برای پرونده با مهر آزاد٬خدا رو شکر برای یار مهربان٬خدا رو شکر برای دل نگرانم٬خدا رو شکر برای رفقای با مرام٬خدا رو شکر برای خدا رو شکر٬خدا رو شکر برای خدا!!!
*منظورم از این مطلب رو خیلی از دوستان نزدیک خواهند فهمید هرکی هم نفهمید قدری تفکر لازمه ی حل معماست.
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 19:36  توسط نوجوان
|
كاش همان كودكي بوديم كه حرفهايش را از نگاهش مي توان خواند ، اما اكنون اگر فرياد هم بزنيم ، كسي نمي فهمد !! دنيا را ببين ... بچه بوديم از اسمان باران مي آمد بزرگ شده ايم از چشم هايمان مي آید !! بچه بوديم دل درد ها را به يك ناله مي گفتيم ، همه مي فهميدند ، بزرگ شده ايم ، درد دل را به صد زبان مي گوييم ... هيچ كس نمي فهمد .
دوستان ببخشید مدتی است کمتر می آیم چون بسیار از حال خودم و وطنم غمگینم و دست و دلم بر نوشتار نمی رود و شاید به حال افسردگی فرو رفته باشم ان شا الله حالم که بهتر شد بر می گردم.
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 12:10  توسط نوجوان
|
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
یك روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان !
لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی ؟
پدرش فکر می کنه و می گه :بهترین راه اینه که من برای تو
یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی
من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه
من تعیین می کنم.. مامانت جامعه هست، چون کارهای خونه رو اون اداره میکنه.
کلفت مون ملت فقیر و پا برهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه وهیچی نداره.
تو روشنفکری چون داری درس میخونی و پسر فهمیده ای هستی..
داداش کوچیکت هم که دو سالش هست،نسل آینده است.
امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردابتونی در این مورد بیشتر فکر کنی
پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچیکش از خواب می پره. می ره به اتاق
برادر کوچیکش و می بینه زیرشرو کثیف کرده و داره توی خرابی خودش دست و
پا می زنه. می ره توی اتاق
خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو
رفته و هر کار می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه
می ره تو اتاق کلفت
شون که
اون رو بیدارکنه، می بینه باباش توی تخت کلفتشون خوابیده .....؟؟؟؟
میره و سر جاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.
فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیه؟ پسر می گه: بله
پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چیه:
سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت
فقیر و پا برهنه رو می ده، درحالی که جامعه به خواب عمیقی فرورفته
و روشنفکر هر کاری می کنه نمیتونه جامعه رو بیدار کنه، در حالیکه نسل
آینده داره توی كثافت دست و پا می زنه
نوجوان:آیا سیاست کثیف است؟آیا سیاست پدر و مادر ندارد؟آیا سیاست یعنی دروغ و دروغگویی؟
بدیهی است که پاسخ تمام سوالات فوق یک<<نه>>بزرگ است! سال هاست که در ذهن ما می خوانند سیاست کثیف است و پدر و مادر ندارد تا ما به دنبالش نرویم٬تا از حق و حقوق خود با خبر نشویم و عدالتخواهی نکنیم٬تا سیاست یک تابو بشود برای ذهن ما و آیندگانمان تا به آن فکر نکنند و دشمنان این مرز و بوم و همچنین امروزه دین مبین اسلام هر بلایی خواستند بر سر ما٬وطنمان و کیش و آیینمان بیاورند و امروزه هم دارند در ذهن مردم می خوانند که اصلا در کشورهای اروپایی و امریکا کمتر مردم عادی بدنبال سیاست و اخبار سیاسی اند و می خواهند با این سخن مردم ایران را که متاسفانه علاقه ای شدید به تقلید از اروپاییان دارند تحریک به بی خیالی نمایند و حتی در این راه به نتایجی هم دست یافته ایند مثلا رشته ی مهم و کاربردی علوم انسانی را مخصوص قشر سطح پایین از لحاظ هوش و سواد کرده اند پیشتر نیز این مسئله را ذکر کرده بودم اما لازم می دانم باز هم این مثال را بزنم: به نظر شما ما چرا اینقدر از رشته ی علوم انسانی می ترسیم و سعی می کنیم این رشته را مخصوص دانش آموزان تنبل یا اصطلاحا خنگ نمایش بدهیم و اینقدر اینگونه تبلیغ کرده ایم که به هدف خود رسیده ایم! با مثالی برایتان می گویم:فرض کنید پزشکی در برابر شما از بخشی از بدن و بیماری های مربوط به آن سخن بگوید خود به خود ذهنتان معطوف به آن قسمت می شود و حتی بیشتر مراعات آن بخش را می کنید و شاید هم بروید و آزمایش هم بدهید حال فرض کنید به جای آن پزشک که می دانید انسانی باهوش و استعداد است و درباره ی رشته ی تحصیلی اش سراسر تعریفات مثبت شده یک کارشناس علوم انسانی صحبت کند و همان تبلیغات مثبت که برای رشته ی پزشکی شده برای رشته ی او هم شده باشد و مردم به وی اعتماد داشته باشند و آنگاه است که جامعه به فکر فرو می رود و از حقوق خود مطلع و پس خیلی ها به دروغ پردازی های خود نمی توانند بپردازند و جامعه دچار رنسانس می گردد. در نتیجه ما این حرف ها را می زنیم تا مردمانمان از هیچ چیز مطلع نشوند.
حال باید راجه نسل آینده صحبت کنیم٬نسل های انقلاب به این گونه دسته بندی می شوند از نظر بنده:
نسلی که انقلاب کرد:این نسل جوانان زمان حکومت پهلوی را شامل می شوند جوانانی که تزویر و ریا در دل هایشان هنوز که هنوز است رخنه کرده است و میزان تدین و آدمیت را به همان انگشتر عقیق و یقه ی چرکین لباس و ریش و پینه ی پیشانی که مربوط به مهر داغ است نه میزان ماندگاری در سجده می دانند و حقیقتا این نسل رها شده اند و کاری نمی توان برایشان کرد اما بسیار موثرند زیرا در حال حاضر روی این نسل بسیار تبلیغ می شود و از همه خواسته می شود که آنان را الگوی خود در رفتار خود قرار دهند.
نسل فرزندان انقلابیون:نسلی که جوانان امروز را شامل می شوند که بنابر دستور امام(ره)به زاد و ولد تعدادشان هم کم نیست و البته به دلیل شرایط جنگ و افزایش ناگهانی جمعیت و نبود امکانات به اندازه ی کامل دچار مشکلات فراوانی اند از هر لحاظ چه از لحاظ شعور اجتماعی و سیاسی(این نکته را می توان در نوع خواسته هایشان از سیاست مداران مشاهده نمود)و چه از لحاظ علمی مشاهده کرد و به نوع نسلی کاملا عقب افتاده اند که خردمندانشان به دلیل نخبه پروری سیاستمداران در حال فرار از وطن اند و یا دهان را بسته اند و یا دهانسان را بسته اند...
نسل فرزندان اول به بعد انقلابیون:نسلی که نوجوانان امروز را تشکیل می دهند٬نسلی که سن فحشا در آن واقع است(۱۴سالگی)٬نسلی که در خانواده ای بزرگ شده اند که پدر و مادرشان نسل اول و برادر و خواهرشان نسل دوم است و همچنین سیاستمداران و سرمایه گذاران روی نوع و روش زندگی آنان نیز از نسل اول اند و این نسل فقط بدنبال خوشگذرانی و ماجراجویی های خطرناکی چون اعتیاد و... است و کمتر به تفکر راجع به جامعه و امرار معاش زندگی از طریق نیکوست و شدیدا هم مقلد غربی ها است و آن هم از رفتارهای بد آنان..
نسل فرزندانِ فرزندان انقلاب:این نسل فرزندان پدر و مادرانی هستند که توضیحاتشان داده شد و در ضمن این پدر و مادر از آنجایی که فکر می کند دانای همه چیز است و در راه روشنفکری حتی حاضر است دختر و پسر ۱۳ساله ی خود را به ایجاد رابطه جنسی مجبور کند می باشد و در ضمن پدر و مادر آنان برای آنکه از اروپاییان تقلید کنند به هر کاری دست می زنند و خلاصه این نسل از هر لحاظ بدتر از نسل های بعد است زیرا هویت ایرانی و اسلامی خود را از همه ی نسل ها بیشتر فراموش می کند.
و البته نسل های بعدی هم دیگر معلوم الحالند و شاید این نوید تخریب این سرزمین آریایی را می دهد و نیاز مردم به یک مدیریت و فعالیت اساسی که متاسفانه دولتمردان ما در خوابند و تفسیرشان به گونه ای دیگر است و نسل اول مذکور را بهترین نسل می دانند٬نسل دوم را تابع نسل اول و نجات یافته می دانند٬نسل سوم را تا حدودی متاثر از غرب می دانند اما به کمک نسل اول و دوم مذکور نجات یافته اند(الحمد الله) و نسل چهارم هم بهترین نسل پس و پیش از انقلاب می دانند اما آیا واقعا سیاستمداران درست فکر می کنند یا ما؟نکند این سیاستمداران همان دشمنان ایران و اسلام باشند؟برخیزید و نسل آینده را برخیزانید...
و برماست وظیفه ی روشنگری مردمان
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم اسفند 1388ساعت 15:1  توسط نوجوان
|
کلمه: نویسنده وبلاگ «پرسه خوانی» در مطلبی به مناسبت نزدیک شدن به سالگرد اعلام کاندیدا توری میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری نوشته است: نمیشود این یادداشت را به زبان اول شخص ننوشت. سال قبل همین روزها بود: خاتمی نامزدی خودش را اعلام کرده بود و کروبی هم پیشتر. زمزمههایی از میر هم بود اما خیلیها بنا به سابقة کنارهگیریهای قبلیاش حضور او را جدی نمیگرفتند. میر مرد سکوت بود. بیست سال بود که سکوت کرده بود گرچه بعداً که آرشیوها بهتر دیده شد و گنجهها دقیقتر کاویده شد معلوم گشت که او هرجا در این بیست سال لازم بود سخن گفته است… هرچند از هیاهو دوری میجسته است.
سال قبل همین روزها بود که موسوی در منزل شهید حمید باکری در سالگرد شهادتش سخنرانی کرد. میر در این بیست سال به تعداد انگشتان یک دست هم سخنرانی نکرده بود… گو اینکه علیوار دردها را بر بوم نقش کرده بود. همان روزها خبر دیگری آمد که یادداشتهای دلی سیدعلیرضا بهشتی شیرازی همراه با نقاشیهایی از میرحسین موسوی توسط انتشارات روزنه منتشر شده است. مسئول انتشارات روزنه علیرضا بهشتی شیرازی بود که پیشتر در دوران نخستوزیری از همکاران موسوی بوده و بعد هم در انتخابات سردبیر کلمةسبز شد.
باری با سخنرانی موسوی در منزل شهید باکری بود که زمزمة آمدن موسوی جدیتر شد و بعدترش سخنرانی موسوی در جمع نخبگان و بعد هم سخنرانی موسوی در مسجد حجت نازیآباد و بعد هم کنار کشیدن خاتمی به نفع میر و حال دیگر میر آمده بود.
خیلیها گمان میکردند موسوی آمده است که دوباره اقتصاد سوسیالیستی را برقرار کند، خیلیها گمان میکردند موسوی را نظام فرستاده است تا بازی اصلاحطلبان را به هم بزند،خیلیها گمان میکردند که موسوی قرار است نسخة اصلی همان نوع رفتاری باشد که احمدینژاد کاریکاتورش است…
میر اما آمده بود تا تغییر رفتار ایجاد کند. همانگونه که در پاسخ هتاکی و افترای احمدینژاد در مناظره گفت آمده است تا رفتارهای بازجویانه را عوض کند، آمده است تا عقل را به جای جهل و خرافه و رمالی در سیاست و اقتصاد حاکم کند. میر آمده بود که مردمسالاری را جایگزین مردمفریبی کند.
یک سال قبلش محمد قوچانی در مجلة شهروند به میر لقب شهید زنده داده بود. آری میر شهید زنده است. شهیدی که شاهد رنج انسان ایران معاصر است. میر شهید شاهدی ست که زوال یک انقلاب را بر اثر تفوق تحجر و تغلب و تقلب میبیند و…راستی که خانوادة باکری سخنران خوبی برای بزرگداشت شهدایشان انتخاب کرده بود. میر برای آنها فقط سخنرانی نکرد بلکه با ایثار و گذشتن از تنعمات و بهرههای مادی خود در طی یکسالی که متعاقب آن سخنرانی پیش آمد موجب شد که شهدا از پستوها به درآیند و موجب شد که دیگر فقط روایت رسمی و انحصاری حکومتی را از شهدا در رسانة غیرملی نشنویم. نگاه و مشی و منش و روش میر باعث شد که جمعیت ملیونی و خروشان مردم با شعارهایشان ارادت خود را به شهدایی چون همت و باکری فریاد بزنند و خون آنها را فرایاد آورند.
آری میر حتی اگر دیگر سخن نگوید و حتی اگر همین فردا از بسیط زمین غیب شود باز هم با بیانیههای خویش «ثار»گونه نشانداد که چه بودیم و چه شدیم و به کجا میخواهیم برسیم.
من که این ها را مینویسم شاید اگر نخستین سخنرانی میر در ستایش باکریها و همتها و خرازیها و باقریها نبود شاید جزو آن دسته بودم که وقتی خاتمی انصراف داد گریه هم میکردم. آن روز گریه نکردم اما حالا ماههاست میگریم که چرا اینقدر دیر میر را شناختم و چرا نرفتم و ماندم و یا به عبارت دیگر چرا جزو ماندگان نیستم و رفته محسوب میشوم…
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 12:58  توسط نوجوان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
دستگیری شرور کثیف و جانی عبدالمالک ریگی(لعنت الله علیه) بر تمام مردم شریف و غیور ایران زمین مبارکباد و همچنین به سهم خود لازم می دانم که به برادران و خواهران سازمان پر توان اطلاعات که در حوزه ی بررسی و پیگیری این شرور فعالیت می کرده اند خسته نباشید عرض نمایم و همچنین یاد تمام شهیدان و جانبازان مبارزه با این تروریست گرامی باد.
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 22:30  توسط نوجوان
|
بسم رب الشهدا و الصدیقین
یادش بخیر دوران جنگ و جبهه٬من که سن و سالم به آن موقع ها نمی خورد ولی چیزهایی شنیده ام از زبان پدرم٬عموهایم٬معلمانم و دیگرعاشقان٬آن عاشقان عشق بازی با وطن و اسلام٬آن عاشقان امام و انقلاب و ایران اما گاهی پیش خود فکر می کنم که ای کاش خاطرات بچه های جنگ وجود نداشت آخر این خاطرات زیبا و شیرین و بی آلایش امروز مبدل به لباسی برای دروغگویان شده است٬این خاطرات وسیله ای شده اند برای خودنمایی عده ای که نه بویی از جنگ و جبهه برده اند و نه اسلام و وطن و پاسداری از آرمان های امام(ره) و تنها چیزی را که می دانند سوءاستفاده از این چیزهای نیکو است و نکته ی جالب و ظریف اینجاست که متاسفانه این جاهلان و کذابان رفتار زشت و ناپسند خویش را به دیگران نیز آموزش می دهند یکی از این رفتارها سوءاستفاده از چفیه است٬چفیه ای که گاهی به نادرست چپیه نیز تلفظ می گردد اما حقیقتا چفیه این پارچه ی عشق٬این تکه پارچه ی همه کاره چه بوده است؟!؟!تا بدانجا که من می دانم و شنیدم چفیه سایبان ظلم دیدگان بدکاران بوده است٬سفره ی غذای گشنگان و تشنگان اسلام بوده است٬حوله ی حمام پاک باطنان دفاع مقدس بوده است٬وسیله ی پانسمان سر پای مجروحان راه روشنگری بوده است٬دستبند اسیران مسلمین بوده است و همچنین هزاران هزار کاربرد دیگر داشته است اما هیچ جای در آن زمان از چفیه به عنوان اسباب استخدام و تایید صلاحیت و پایداری به اسلام و انقلاب و ایران یاد نشده است اما امروز بزرگ و کوچکی که می خواهد کار خویش را پیش ببرد و میزان محبوبیتی برای خود جلب نماید از این تکه پارچه ی عشق و صمیمیت استفاده می کند که البته بهتر است بگویم سوءاستفاده می کند و این تکه پارچه ی پر خاطره و زیبا امروزه در افکار مبدل به لباس میش برای گرگان و دستار کذابان گشته است فقط یک چیز را می دانم آن این است که اگر چفیه این مقدار مقدس و کارگشا بود امام(ره) نیز از آن به کرات استفاده می کردند اما کمتر زمانی یا شاید هرگز امام از این تکه پارچه برای خودنمایی در مجامع عمومی استفاده نموده اند.
کاربردهای چفیه را گفتم٬میزان استفاده ی یک بزرگمرد واقعی را نیز ذکر کردم٬ إن شاء الله برادران و خواهران گرامی که نقش های بزرگ و کوچکی در اداره ی این سرزمین آریایی دارند متوجه بشوند که مردم می دانند که آنان مشغول کذب و ریایند. انقلاب و امام و ایران باید در دل آدمی باشد نه در یونیفرم و لباس و ریش و چفیه و زبان همانطور که متاسفانه عده ای دینداری را به بلندای موی صورت و لباس پاره و انگشتر عقیق و پیشانی پینه بسته ربط می دهند عده ای دیگر انقلابی بودن را به سکوت و عدم انتقاد از بدی ها و ریاکاری ها و حتی گاهی انجام فعل ریا می دانند٬حقیقتا چفیه ریز اشارتی بود برای نمایش ریای برخی مثلا مسئولان که متاسفانه برای برخی از آنان مبدل به عادت شده است٬إن شاءالله مردم عقلشان به چشمشان نباشد و به دل افراد بنگرند و نه ظاهرشان تا شاید وطن عزیزمان رو به بهبود و آزادی برود
پیامبر اکرم(ص)می فرمایند:«بیشترین نگرانی من برای شما شرک کوچک است.»یاران ایشان عرض کردند:«ای رسول خدا!شرک کوچک چیست؟»ایشان در پاسخ فرمودند:«ریا» (عده الداعی ص۲۱۴)
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 15:2  توسط نوجوان
|
پارلماننیوز: عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با تاکید بر اینکه لایحه بودجه 89 کل کشور دارای اشکالاتی از قبیل تعیین سقف دو برابری از درآمد هدفمند کردن یارانه هاست، گفت: درصورتی که این اشکالات در کمیسیون تلفیق مرتفع نگردد منجر به ایجاد چالش در صحن علنی مجلس خواهد شد. مصطفی کواکبیان در گفتگو با مهر، لایحه بودجه 89 را دارای حدود 8 ایراد اساسی خواند و ابراز امیدواری کرد در جریان بررسی لایحه بودجه در کمیسیون تلفیق اشکالات لایحه مرتفع گردد. بودجه 89 کاملا انبساطی است عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس ادامه داد: بزرگترین ایراد بودجه 89 این است که بودجه کاملا انبساطی بسته شده است. البته اگر افزایش بودجه با درنظر گرفتن درآمدهای واقعی و توان اقتصادی همراه باشد اشکالی ندارد اما ما شاهد این هستیم که همواره با کسری بودجه مواجه ایم و این کسری بودجه هم اکنون در لایه های پنهان بودجه نهفته شده است. عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: این افزایش بودجه با عنایت به کسری بودجه ای که وجود دارد توجیه منطقی ندارد. همچنین دولت رقمی برای فروش ارواق مشارکت در نظر گرفته که معلوم نیست چقدر واقعی است و این درآمد استحصال شود. کواکبیان افزود: مورد دیگر اصرار دولت در درآمد 40 هزار میلیارد تومانی از هدفمند کردن یارانه ها است که این برخلاف قانون مصوب مجلس است. ما در لایحه هدفمند کردن یارانه ها سقف 10 تا 20 هزاز میلیارد را برای درآمد هدفمندکردن یارانه ها درنظر گرفتیم که در سال اول شوک تورمی ایجاد نشود که مردم نتوانند تحمل کنند. ایراد در صندوق توسعه ملی کواکبیان درادامه گفت: تصمیم دولت درخصوص صندوق توسعه ملی نیز ایراد دیگر این لایحه است. بخشی از درآمد صندوق توسعه ملی جزو مجموعه درآمدها دیده شده است درحالی که نه برنامه پنجم توسعه تصویب شده و نه صندوقی که در این برنامه پیش بینی شده است به تصویب رسیده و نه قرار است که از اندوخته درون این صندوق برداشت شود اما دولت در تنظیم بودجه سهمی از این صندوق برای خود در نظر گرفته است که ایراد اساسی دارد. وی خاطرنشان کرد: بودجه عمرانی در این لایحه به قدری افزایش داده شده که از هم اکنون پیش بینی می شود که این مبلغ جذب نخواهد شد. معمولا به این صورت است که دولت در پایان سال به دلیل اینکه نمی تواند این حجم را جذب کند و مشکلاتی در عرصه اجرا خواهد داشت با ارائه لایحه ای بودجه عمرانی را به بودجه جاری منتقل می کند. تعیین قیمت 65 دلاری نفت ذخیره ارزی را خالی می کند عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس تعیین قیمت 65 دلار برای هر بشکه نفت را غیر واقعی خواند وگفت: ممکن است در شرایط کنونی تعیین این قیمت درست باشد اما ریسک پذیری آن زیاد است و هیچ اشکالی ندارد که ما قیمت هر بشکه نفت را در حد 40 دلار تعیین کنیم زیرا در این صورت اگر افزایش ذخایر ارزی داشتیم این اضافه درآمد به صندوق توسعه ملی برود نه اینکه نفت را 65 دلار در نظر بگیریم که احتمالا عدم تحقق آن هم وجود داشته باشد. وی درادامه گفت: این یعنی باید در یک سال همه دلارهای نفتی را خرج کنیم که این هم با سازوکار اقتصادی منافات دارد و ما دیگر ذخیره ارزی نخواهیم داشت. کواکبیان گفت: با توجه به اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها قطعا باید پیش بینی های لازم برای جلوگیری از تورم داشته باشیم اما در لایحه بودجه ای که به مجلس ارائه شده است این نگرانی به صورت جدی مطرح است که ما تورم بالای 40 درصد را تجربه کنیم و دولت برای این موضوع باید سازوکار ویژه ای داشته باشد که در لایحه بودجه پیش بینی نشده است. وی ادامه داد: موضوع دیگر این است که در این لایحه اصلا اشاره ای برای رفع بیکاری و اشتغال زایی نشده است. بودجه رقمی برای توسعه سیاسی ندارد نماینده اصلاحطلب سمنان همچنین اظهار داشت: در بحث توسعه سیاسی نیز مشخص نیست اهداف این لایحه در راستای کدام برنامه توسعه سیاسی است؟ در دوره دولت نهم یارانه احزاب به کلی قطع شد و در اولین لایحه بودجه دولت دهم نیز این مسئله تکرار شده است و هیچ رقمی برای توسعه سیاسی در کشور لحاظ نشده است. این استاد دانشگاه یادآور شد: کمیسیون امور داخلی و شوراها دربخش مربوط به وزارت کشور پیشنهاد کرده است که رقمی معادل 5 میلیارد تومان برای یارانه احزاب درنظر گرفته شود تا ما ابزار توسعه سیاسی در کشور را که از جمله آن احزاب سیاسی هستند را مورد حمایت قرار دهیم. ممکن است افزایش حقوق کارمندان بسیار کم باشد کواکبیان خاطرنشان کرد: در لایحه بودجه 89 اختیار افزایش ضریب حقوق کارمندان دولت به دولت واگذار شده است درحالی که ما در لایحه هدفمند سازی یارانه ها تاکید کردیم علاوه بر افزایش سنواتی، یک افزایش ناشی از بالا رفتن تورم قیمت ها در حقوق کارمندان دیده شود. دولت در این لایحه اختیار افزایش سنوات را به عهده خود گذاشته و ممکن است این میزان بسیار کم باشد . این نماینده مجلس تاکید کرد: به عبارت ساده تر با توجه به برخی ایرادات ذکر شده دولت می خواهد با گنجاندن مواردی در لایحه بودجه به اهدافی که از تصویب قانون هدفمند کردن یارانه ها نرسید، برسد و این نکته بسیار مهمی است که کمیسیون تلفیق باید به آن توجه ویژه داشته باشد. عضو کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی مجلس تصریح کرد: اینکه آقای رئیس جمهور می فرماید ارقام هدفمند سازی یارانه ها در لایحه بودجه 89 بین مجلس و دولت مورد توافق قرار گرفته است، ما بی خبریم. نمی دانیم این توافق نانوشته کجا انجام شده است. مطمئنا در صحن علنی مجلس چنین بحثی و توافقی مطرح نخواهد بود و بنده باورم این است که به دلیل همان شوک اقتصادی که اجرای این قانون برای مردم خواهد داشت نمایندگان مردم راضی نخواهند شد که حجم فشار بر مردم خصوصا طبقات ضعیف جامعه در سال اول هدفمند سازی یارانه ها به حدی باشد که مردم را از اجرای این قانون بیزار کند. کواکبیان گفت: دولت در عمل می خواهد این قانون را در کمتر از 5 سال که مصوب مجلس است اجرایی کند زیرا تعیین سقف درآمدی 40 هزار میلیارد از هدفمند کردن یارانه ها یعنی اجرای 40 درصد از این قانون در سال اول، درحالی که ما اجرای 20 درصدی را در مصوبه خود خواستار بودیم. این استاد دانشگاه ابراز امیدواری کرد کمیسیون تلفیق مجلس به طور دقیق اشکالات موجود در لایحه بودجه 89 را مورد توجه قرار دهد. کواکبیان گفت: در صورتی که این لایحه با مشکلات موجود به صحن علنی مجلس بیاید موجب چالش جدی در مجلس خواهد شد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 20:5  توسط نوجوان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
شاید اینکه بیست ودوم بهمن روز سختی بر جنبشیان سبز بوده باشد صحیح باشد از این نظر که بالعکس تفکرات٬موفق به ایجاد راهپیمایی و تجمع نشدیم و دقیقا برعکس روز قدس که کودتاچیان و مزدوران آنان نظاره گر حرکت عظیم سبزپوشان بودند اینبار ما نظاره گر حرکت برنامه ریزی شده ی آنان بودیم وهمگان می دانیم که عده یمان نیز کم نبود اما بدلیل عدم انسجام نتوانستیم به دور هم گرد آییم،البته جدا از برد و باخت باید در نظر بگیریم که حقیقتا دیروز عده ی ماموران و امنیتی بودن فضای تهران نشان از ترس آقایان بود و نشان از اهمیت ما برایشان و ترس از عظیم بودن ما دارند اما نکته ای که باید در نظر گرفته شود اینست که حقیقتا چنین رویدادی نیاز بود تا اولا جنبش پخته تر بشود و خاطره ی تلخ انقلاب 57 دوباره روی ندهد و موجب غربال شدن سبزهای واقعی و معتقد به راه در پیش و سبزهایی که عجله دارند شود نتایج دیگری هم در پی داشت که باید هرچه سریعتر پیگیری شود به تعدادی از آن ها اشاره می کنم و از شما عزیزان می خواهم که اگر نکته ای به نظرات می رسد اضافه کنید:
۱.نبود رهبر واحد:هر چند که ذکر این جمله که همه ی مردم رهبران این جنبش اند بسیار نیکوست و نشان از دموکرات بودن جنبش دارد اما در هر حرکت اعتراضی وجود یک یا دو فرد که حرفشان حجت باشد به شدت نیاز است.
۲.نبود مشاور:اگر به رویداد ها و برنامه ریزی های راهپیمایی های پیش از انتخابات دقت کنید همواره سایه ی مشاورین قوی را در پشت پرده حس می کنید اما امروزه با توجه به دستگیری تمام آن مشاوران دیگر مشاوری در کنار سران نیست و مقداری دچار آشفتگی رفتاری شده ایم که تبعاتش در بیست و دوم بهمن آشکار بود پس سران باید عده ای را به جای برادران و خواهران در بندمان هرچه سریعتر جایگزین کنن.
۳.نبود خبرګزاری رسمی و اتحاد بین سایت ها و خبرګزاری ها:هر چند که کثرت سایت های خودجوش و خبرگزاری ها بسیار خوب است اما ما هنوز نمی دانیم که جرس،کلمه یا هر سایت دیگر کدامشان خبر های رسمی را می دهند برای مثال در همین رویداد بیست و دوم بهمن تعدادی از سایت ها از طرح اسب تروا حمایت کردند،عده ای گفتند فقط به به سوی میدان آزادی بروید،تعدادی دیگر از سایت ها اعلام کردند در میدان صادقیه منتظر حجت الاسلام و المسلمین کروبی بمانید و همین موجب آشفتگی و پراکندگی جمعیت شد.
۴.مشخص نکردن مسیر در تظاهرات ها:اینکه مسیر خاصی مشخص شود بسیار مهم است باید توجه کرد که مسیر نه آنکه مکان چون اگر مکانی مشخص شود به راحتی کودتاچیان می توانند مکان مذکور را در اختیار خود بگیرند،البته برای هر تظاهرات باید حداقل دو مسیر تعریف شود که حتما باید الویت بندی بشوند،لزوم مشخص نمودن مسیر در راهپیمایی های مشترک بیشتر احساس می شود.
اما با اتفاقات بیست و دوم بهمن باید اموری صورت گیرد که به آن ها نیز اشاره می کنم و البته منتظر پیشنهادات شما نیز خواهم بود:
۱.لزوم بر زدودن ترس غلبه کرده بر مردم.
۲.دمیدن روحیه ای تازه در مردم و جنبش سبز.
۳.جنبش سبز نباید زود ناامید شود و باید منتظر پخته تر شدن باشد من به شخصه هنوز این موج را موجی نوجوان می دانم و هنوز تا رسیدن به دوران میانسالی و شکوفایی راه بسیار دارد.
۴.دانشجویان باید پس از تعطیلات و تا چهارشنبه سوری چند مراسم اعتراضی در دانشگاه های خود ترتیب دهند تا اولا روحیه ای تازه در میان جنبشیان بدمند و ثانیا نگذارند کودتاچیان با توجه به اتفاق بیست و دوم بهمن به خود اجازه دهند هر کاری کنند و همچنان آنان را در استرس نگه دارند.
۵.شهرستان ها باید حتما بپاخیزند و ترس را کنار بگذارند(هر چند که می دانیم که فضای شهرستان ها با تهران بسیار متفائت است و به خاطر کوچکی فضا شناسایی بسیار آسان است) زیرا در بیست و دوم بهمن عموم ماموران حاضر شهرستانی بودند و این نشان از راحت بودن خیال کودتاچیان از شهرستان ها و استقرار ماموران آنان در تهران برای سرکوبی تهرانی ها.
۶.تداوم حرکت مسالمت آمیز مخصوصا در چهارشنبه سوری.
۷.جلوگیری از شایعه پراکنی سایت های خبری خودمان.
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 22:9  توسط نوجوان
|
السلام علیک یا اباعبدالله٬سلام بر تو ای سالار و سرور شهیدان٬سلام بر تو ای اسوه ی آزادی و آزادگی و مقاومت٬السلام علیک یا اباالفضل عباس٬سلام بر تو ای اسوه ی مقاومت٬سلام بر تو ای اسوه ی جانبازی در راه حق و حقانیت٬السلام علیک یا حسن عسکری٬سلام بر تو ای مرد زندان های سخت٬السلام علیک یا مهدی موعود(روحی له الفدا)٬سلام بر تو ای منجی جهان٬سلام بر تو ای تنها مجری عدل و آزادی و السلام علیک یا روح الله٬سلام بر تو ای مرد آزاده٬سلام بر تو ای عاشق سربلندی اسلام و وطن.
بیست و دو بهمن نزدیک است٬اینبار ملت ایران تنها می خواهند مشت محکمی بر دهان غرب و استکبار جهانی بزنند بلکه می خواهند مشت محکمی بر دهان دیکتاتور و مستکبر سرزمین خودمان یعنی ایران بزنند.
فردا ملت سرافراز ایران هرچند که می دانند دشمنان ایران و اسلام برای خود سپاهی به نام مردم خشمگین تبیین کرده اند اما باز هم جان در کف و آماده به خدمت برای سربلندی ایران می خواهند حضور به عمل بیاورند تا دوباره دموکراسی را زنده کنند تا دوباره میزان رای ملت باشد نه آنکه میزان حرف اقلیت باشد٬نه آنکه دیکتاتوری به راه باشد٬نه آنکه به جای آنکه به قول امام(ره)مردم٬بسیج٬سپاه وغیره بگویند جانم فدای ملت بگویند جانم فدای رهبر اینکه همان دیکتاتوریست.
خدایا!خداوندا تمام ظالمان و ستمگران را نابود کن و ریشه ی ظلم و ستم را از وطن ما برکن.
منتظر حضورتان در بیست و دو بهمن در برابر کذابان هستیم!
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 21:9  توسط نوجوان
|